تبلیغات
پا به پای آزادگان - باز باران بامحرم
پا به پای آزادگان
ما برآنیم تا نام و یاد آزادگان را زنده نگه داریم
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM

باز باران با محرم. میخورد بر بام قلبم. یادم آمد كربلا را. دشت پرشور و بلا را گردش یك ظهر غمگین.گرم و خونین، لرزش طفلان نالان. زیر تیغ ونیزه هارا.با صدای گریه های كودكان. اندرآن صحرای سوزان. می دودطفلی سه ساله. پر زناله.دل شكسته.پای خسته. باز باران قطره قطره می چكد از چوب محمل.خاكهای چادر زینب كه كم كم میشود گل.

 بازباران با محرم. . .






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 24 آبان 1392 :: نویسنده : آزاده
شنبه 1 مهر 1396 12:07 ب.ظ
I'll right away grasp your rss as I can't find your email subscription link or e-newsletter service.

Do you've any? Kindly let me realize in order that I could subscribe.
Thanks.
جمعه 24 شهریور 1396 07:03 ق.ظ
continuously i used to read smaller articles which also clear their motive, and that is also happening
with this article which I am reading at this place.
چهارشنبه 18 مرداد 1396 05:28 ب.ظ
Hello! I'm at work surfing around your blog from my new apple iphone!
Just wanted to say I love reading through your blog and look forward to all your posts!
Carry on the fantastic work!
شنبه 10 تیر 1396 09:14 ق.ظ
Hi there every one, here every person is sharing these know-how, so it's nice
to read this blog, and I used to go to see this website all the time.
سه شنبه 22 فروردین 1396 04:01 ق.ظ
What's Going down i'm new to this, I stumbled upon this I've found It absolutely useful and
it has helped me out loads. I hope to contribute & help different
users like its helped me. Good job.
شنبه 25 آبان 1392 11:49 ق.ظ
وما خیره بر قابهای خالی آمدیم
شنبه 25 آبان 1392 11:37 ق.ظ
باز باران با محرم
میچکد از تاق چشمم
میخورد بر بام قلبم
میخورد بر بام قلبم
باز باران باز باران با محرم میخورد بر بام قلبم میچکد از تاق چشمم
کودکی شیرخواره بودم
در بغل سوگواره بودم
با حسین دمخواره بودم
مچکید از تاق چشمش
میرسید با شیر به کامم
چون حسین شد یادگارم
با محرم آشنایم با محرم ...
باز باران با محرم ...میچکد از تاق چشمم
میخورد بر بام قلبم
من مهر حسین با شیر از مادر گرفتم
از هم اول کامدم دستور تا آخر گرفتم
این زمزمه آخر لبهای بسیاری بود لبهایی که برای همیشه نوحه سرای تربت پاک حسینی ماندند و ما و گوشهایمان آمدیم
و چشمهایی که همچنان بر سوگش اشک میریزند و ما با چشمهایمان بازآمدیم
و دلهایی که با غم حسین همچنان در سوگ نشسته اند وما با دلهایمان نماده آمدیم
و دستان بسیاری که به یاری ابوالفضل ماندن و ما با دستانی درازتر از پا آمدیم
و پاهایی جامانده در پوتین های استوار و ما با پاهایی از هر گلیم درازتر
وزخمهایی که با کاروان شام آبادگر خرابه های دلهای بیشمار تاولها را شرمنده ساختند و ما با التیام آمدیم
و زینبیانی چشم دوخته بر هر چه زیبایی و ما خیره بر قاب تهی آمدیم
آزاده با اجازتون تو وبلاگ گذاشتم
عاااااااالی بود!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ

سلام بر بسم الله رمز شروع
سلام بر سوره نور
سلام بر روح خدا
سلام بر خامنه ای ارواحنا فداه
سلام بر آزادگان و خانواده محترمشان
سلام بر شما عزیزان خواننده
مدیر وبلاگ : آزاده
پیوندهای روزانه
پیوندها
صفحات جانبی
نظرسنجی
نظر شما در مورد وبلاگ پا به پای آزادگان:






نظر شما در مورد وبلاگ پا به پای آزادگان:






جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :