تبلیغات
پا به پای آزادگان - خوب بد زشت (خاطره 29)
پا به پای آزادگان
ما برآنیم تا نام و یاد آزادگان را زنده نگه داریم
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM

خوب ، بد زشت
تازه اسیر شده بودیم
شاید دوسه ساعت نمیشد
بیرون سنگرها درحالیکه دستم رو باچفیه ام از پشت بسته بودن روی زمین نشسته بودم
کم کم هوا گرم شد
و تشنگی ...
سربازان عراقی به سنگر تدارکات مون میرفتند و کمپوت و بیسکویت ها رو در می آوردند و می خوردن ...یکی از اونا کمپوت گیلاسی رو باز کرد
آورد جلوی لبم
من سرم رو برگردوندم
دوباره اورد جلوی دهنم
من دوباره رو برگردوندم
شاید هنوز نفهمیده بودم اسارت یعنی چه
سرش رو جلو آورد با دندون قروچه و لبش رو برد طرف گوشم ...گفتم میخواد گوشم رو با دندونش بکنه ولی یه چیزایی در گوشم گفت که من فقط "صدام" رو متوجه شدم و بلند شد رفت حسم میگفت دعا براش نکرد
.
چند ساعت اونجا زیر آتش خودی و دشمن بی دفاع و بی جان پناه موندیم نمیدونم انفجار شدید خمپاره چند قدمی مون رخ داد ولی صداش هنوز تو گوشم سوت میکشه ...و ضربه ای شدید به صورتم ،فکر کردم ترکشه. به بغل دستیم گفتم صورتم خونیه؟ گفت نه ...ناگهان صدای عراقی ها که بالای سرمون روی خاکریز بودن بلند شد ..دست یکی آویزان شده بود و خون ازش مثل جوی پایین میچکید بلافاصله ماها رو بلندکردن و راه انداختن چند قدمی رفتیم یکی از عراقی ها ما رو بست به رگبار حمید قربانی جلوم بود و تیرها رو میدیدم که به کمرش میخورد..هنوز جلوی چشممه

شب توی مدرسه ای توی بصره من رو برای بازجویی بردند و ...وقتی برگردوندم دستم رو از پشت بسته بودند و چشمم هم...توی راهرو رو به دیوار نشسته بودم بعدبازجویی ما رو از دوستان مون جدا میکردند تا نتونیم چیزی به هم بگیم ...خیلی تشنه ام بود برعکس روز اسارت دیگه نتونستم تشنگی ام رو مهار کنم و آب خواستم...شلاق کابل به سرم خوردو ..."اسکت..غشمار"
نفهمیدم چی گفت...ولی چند لحظه بعد شئی ای شیشه ای و گرد رو روی لبانم احساس کردم
:انت ترید مای؟!...اشرب!!...
جرعه ی اول بدون حس مزه رفت پایین ..جرعه دوم بوی خاصی رو حس کردم و نصفه و نیمه ریختمش رو زمین...گفتم این چیه ؟ اینکه آب نیست
صدای خنده عراقیه بلند شد و همراه با قهقه مای...مای میکرد و رفت..چندلحظه بعد دوباره جسم شیشه ای گشاد تری رو روی لبم حس کردم لیوان بود رو برگردوندم که عراقی گفت : ...مای...مای من خواستم سربکشم لیوان رو کشید و یه چیزی گفت نفهمیدم ولی انگار یکی بهم گفت میخواد دهانت رو با اب تطهارت بدهد از نجاست شراب
دو و سه بار این عمل باعث شد بدانم که درست است و برای بار چهارم وقتی لیوان را در دهانم گذاشت نگهداشت تا به آرامی به ته لیوان برسم .





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 28 بهمن 1391 :: نویسنده : آزاده
چهارشنبه 30 اسفند 1391 12:26 ق.ظ
به نام خدا باسلام وعرض ادب تبریك حقیر را به مناسبت سال جدید پذیرا باشید امید وارم در سال جدید سلامتی سربلندی بركت ورزق روزی حل الموفقیت در تمام مراحل زندگی مخصوصا در مسیر خدمت به عزیزان همرزم به شما عنایت گردد.التماسدعا
سه شنبه 29 اسفند 1391 04:21 ب.ظ
ضمن عرض سلام و تبرک عید نوروز . داستان راستان زیبایی بود . و از این واقیعت ها در رابطه با آزادگان ، مظلومیت و مقاومت ما را می رساند .با آرزوی موفقیت برای شما و ملت غیور ایران اسلامی . ( متوانید وبلاگم با نام آزادگان فریدونکنار خطه مبارک لینک نمایید . )
آزاده سلام
ممنون از لطفتون
آدرستون رو اشتباه وارد کردین معذرت می خوام
چهارشنبه 9 اسفند 1391 09:44 ق.ظ
آگهی استخدام در بانک مسکن
بانک مسکن با استعانت از خداوند متعال و به منظور تامین بخشی از نیروی انسانی مورد نیاز خود از محل سهمیه استخدامی شماره220/91/1674 مورخ 91/1/27 معاونت توسعه مدیریت و سرمایه انسانی رئیس جمهور از بین افراد واجد شرایط (برادران و خواهران) پس از کسب موفقیت در مراحل آزمون کتبی، مصاحبه، گزینش و معاینات پزشکی در تهران و شهرستانها به صورت قراردادی در مقاطع تحصیلی لیسانس و فوق لیسانس جهت مشاغل (متصدی امور بانکی- متصدی اموراداری ) استخدام می نماید.
خانواده های معظم شهدا، جانبازان ، آزادگان و ایثارگران در صورت دارا بودن شرایط طبق ضوابط موجود از اولویت های قانونی برخوردار خواهند بود. همچنین اعضای گردان های عاشورا (در صورت داشتن حداقل 4 سال عضویت فعال و مستمر) در شرایط یکسان با سایر متقاضیان از اولویت برخوردار می باشند.
تبصره - لازم به ذکر است براساس قانون اصلاح حداکثر سن داوطلبان استخدام، شرایط حداکثر سن متقاضیان در صورت ارائه مدارک معتبر از سوی مراجع ذیصلاح بشرح ذیل افزایش می یابد.
افراد خانواده معظم شهدا، جانبازان، آزادگان و مفقودالاثرها، ( همسر، فرزندان، برادر، خواهر) به میزان 5 سال.
به میزان خدمت داوطلبانه در جبهه های جنگ و مدت زمان استراحت پزشکی و یا بستری شدن در اثر مجروحیت جنگی.
به میزان اسارت و حضور در جبهه در مواردی که به اسارت دشمن بعثی و یا گروههای ضد انقلاب در آمده اند.
حداقل معدل برای متقاضیان استخدام در مقطع لیسانس 12 ( دوازده) و برای متقاضیان استخدام در مقطع تحصیلی فوق لیسانس 14 (چهارده) می باشد
برای اطلاع بیشتر به سایت بانک مسکن مراجعه کنید

لطفا اطلاع رسانی کنید برای فرزندانمان مکان بسیار مناسب و سالمی است
(بازنشسته بانک مسکن)
شنبه 28 بهمن 1391 12:09 ب.ظ
سلام!
از وبلاگت بازدید کردم .مطالب وبلاگت برام جالب بود.اگه می خوای از وبلاگ من بازدید و تبادل لینک انجام بدی به این آدرس بیا
آدرس وبلاگم:/eydanehh.mihanblog.com
شنبه 28 بهمن 1391 12:06 ب.ظ
سلام دوست من
با تبادل لینک سه طرفه به راحتی بازدیدت رو چند برابر کن
افتخار میدی باهام تبادل لینک کنی؟
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ

سلام بر بسم الله رمز شروع
سلام بر سوره نور
سلام بر روح خدا
سلام بر خامنه ای ارواحنا فداه
سلام بر آزادگان و خانواده محترمشان
سلام بر شما عزیزان خواننده
مدیر وبلاگ : آزاده
پیوندهای روزانه
پیوندها
صفحات جانبی
نظرسنجی
نظر شما در مورد وبلاگ پا به پای آزادگان:






نظر شما در مورد وبلاگ پا به پای آزادگان:






جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :